عبد الرحمن جامى
205
أشعة اللمعات ( فارسى )
لمعهء بيست و پنجم در بيان تفرقه ميان علم اليقين و عين اليقين و حقّ اليقين و بيان مراتب عشق در اطوار بدان كه چون كسى چشم پوشاند ، علم وى به وجود آتش به دلالت حرارت بر وى ، علم اليقين است و چون چشم بگشايد و آتش را معاينه بيند ، عين اليقين است و چون در آتش افتد و ناچيز شود و صفات آتش از وى ظاهر شود ، چون : احراق و اشراق ، حقّ اليقين باشد . « محبّ » هرچند به دلالت آيات و آثار به علم اليقين ، وجود دوست و كمال وى مىدانست « خواست » كه بىوساطت آنها « به عين اليقين ، جمال دوست بيند ؛ عمرى در اين طلب » به موجب سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ « سرگشته مىگشت تا كه » به موجب وَ فِي أَنْفُسِهِمْ « به سمع سر او ندا آمد ، بيت : كان چشمه كه خضر خورد از او آب حيات * در منزل توست ليك انباشتهاى چون به عين اليقين ، در خود نظر كرد خود را » به اعتبار تعيّنى كه ما به الامتياز وى بود از ماعداى وى ، « كم يافت ، آنگاه كه » حجاب تعيّن مرتفع شد ، « دوست را بازيافت » و به عين اليقين مشاهده كرد ؛ « چون نيك نظر كرد خود ، عين او بود » ؛ زيرا كه مانع از آنكه خود را عين او بيند ، تعيّن او بود و آن مرتفع شده بود ؛ پس به حقّ اليقين